شروع 15مین سال تحصیلی

سلام

روز اول ١۵مین سال تحصیلی درس میشم مثه نرگس سال 75 -همون که مقنعه سفید با توردوزی صورتی داشت-... استرس اول مهر می گیرتم... دیشب به دوس جونی اس دادم که صبح زودتر بریم من استرس دارم!

صبح قبل رفتن مامان به زور مجبورم می کنه صبحونه بخورم درس مثه همه ی روزای تحصیلیم و قبل رفتن به یونی از زیر قرآن ردم می کنه و بابا هی با نگرانی می پرسه ناهار چی می خوام بخورم وقتی رزور ندارم!بغل

رفتنا از اون راه طولانیه میرم که باید دو تا اتوبوس عوض کنم واسه رسیدن به یونی... انگار دلم واسه اتوبوسای شلوغ سر صب تنگ شده....

یونی که می رسم دوست جونی و پری تو سرویس دانشگاه نشستن و من با دیدنشون هی جیغ جیغ می کنم و ابراز احساسات... فک نمی کنم هیچ ترمکی هم به اندازه من ذوق و شوق داشت!خجالتخجالت

اولین کلاس با دکتر جنی.... من و مری کل ساعتو در گوش هم پچ پچ می کردیم صندلی های آخر کلاس نشسته بودیم و همه رو زیر نظر گرفتیم ... مثلا می گفتیم فلانی با این موهای کوتاهش چه جوک شده و فلانی با اون خط ریش چکمه ایش....یهویی چشمون افتاد به جورابای اون پسر ترم بالایه که یکی  کرم بود و یکی طوسی!

وای خدا ما رو واسه این حرفای دخترونمون ببخش به قصد غیبت نیست ها....نظرمونو میدیمخجالت

کلاس عصر هم با اون استاد با شخصیت دانشکدمون - که من دوسش دارم و تا حالا باهاش کلاس نداشتیم- بود، تازه آخر کلاس بود که تونستیم از بین حرفای استاد تلفظ درست اسم درسو یاد بگیریم!!!از خود راضی استاده سعی داره قلمبه سلمبه حرف بزنه ولی ما گول نمی خوریم و می دونیم همش داره می پیچونه و درسش آسونه!

بعد یونی هم با دوست جونی میریم کافی شاپ هایدا... و مثه همیشه بستنی میوه ای می خوریم و دوست جونی کادوی تولدمو که یه عطر خوشبویه بهم میدهقلب

از دیگر معضلات من کفشم بود که جنبه دانشگاه رفتن نداشت و تا پامو گذاشتم تو دانشگاه پاره شد.... دو ماهه خریدمش ها... ولی دهن وا کرد به چه عظمت! و تا عصر تو دانشگاه لخ لخ کنان راه می رفتم.... به جاش الان یه آل استار مشکی ناز دارم!مژه

همه در تلاشن که مارو به پیاده روی وادارن... ایستگاه سرویس تو دانشگاهو جابه جا کردن و واسه رسیدن بهش باید از در سیصد متری رو پیش بریم.... ایستگاه اتوبوسی هم که باهاش بر می گشتم جابه جا شده... افسوس

در پایان سال تحصیلی منو باربی خواهین دید با این پیاده روی ها!!!نیشخند

فعلا...

/ 22 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان

آخی چه جالب که هنوزم استرسم پیدا می کنی. همه به فکرتن.می خوان پیاده روی کنی هم برای سلامتی خوبه هم به قول خودت باربی می شی[چشمک]

پســــرآرزوها

ســــــــلام آبجی نرگس بدو بیا که آپـــــــیدم[هورا] راستی ببخشید حرف بی خود زدم الان خوبم[لبخند] برام تو حرم هر موقع که رفتی دعا کن باشه ؟[گل]

مینا

سلام نرگس جونم با کلی مطلب آپم [مغرور] بدو بیا گلم[ماچ]

رامونای کوچولو

باااااربیییییییییی 1شهریوریییییییی........چه شودددددددددد[ماچ][قلب]

مهرنوش

وای خوش به حالتون تو دانشگاتون پسر دارین مسخرشون میکنین ما که همه دختریم و پسر نداریم به جاش یه انتشاراتی روبه رو دانشگامون هست همش مسخرش میکنیم.اون دفه کرم زده بود ضایع کلی بهش خندیدیم... آل استار ققققققققققققققققرمز..[قلب] خوبه که باربی میشی...

مینا

سلام نرگس جونم[ماچ] چرا آپ نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نگران][ابرو][نگران]